دریافت مدال طلا، نشان لیاقت و کاپ ویژه توسط استاد محمدعلی طاهری


تبریک به استاد دکتر محمدعلی طاهری بنیانگزار دو رشته طب مکمل ایرانی، اسلامی و عرفانی به مناسبت دریافت چندین نشان لیاقت علمی و مدالهای دیگر این بار از کشورهای بلژیک ، رومانی و روسیه و کره جنوبی



خبر شماره ۱- اعطاء نشان لیاقت علمی و پژوهشی و درجه آفیسر OFFICER از کاخ سلطنتی پایتخت اروپا (در بروکسل و بلژیک) و شهردار بروکسل به استاد دکتر محمدعلی طاهری به خاطر بنیانگذاری طب های مکمل ایرانی فرادرمانی و… سایمنتولوژی. خاطر نشان می شود درجه OFFICER از درجه شوالیه در کاخ سلطنتی پایتخت اروپا بالاتر است.


خبر شماره ۲- اعطاء مدال طلا، جایزه ویژه و کاپ ” وزارت آموزش و تحقیقات رومانی” به استاد دکتر محمدعلی طاهری به خاطر بنیانگذاری طب های مکمل ایرانی فرادرمانی و سایمنتولوژی.

خبر شماره ۳- اعطاء مدال طلا، جایزه ویژه و کاپ ” اداره ثبت اختراعات و نوآوری های پژوهشی فداراسیون روسیه ” به استاد دکتر محمدعلی طاهری به خاطر بنیانگذاری طب های مکمل ایرانی فرادرمانی و سایمنتولوژی

خبر شماره ۴- اعطاء مدال طلا و جایزه ویژه و کاپ نمایشگاه بین المللی Innova بروکسل بلژیک به استاد دکتر محمدعلی طاهری به خاطر بنیانگذاری طب های مکمل ایرانی فرادرمانی و سایمنتولوژی

خبر شماره ۵- اهدای سه مدرک تاییدیه رسمی international medical forum مسکو در خصوص : ۱-متد درمان سایمنتولوژی ۲-تکنولوژیهای جدید درمان ۳-روشهای جدید آموزشی در زمینه پزشکی

خبر شماره ۶ – اهدای مدال طلای مسابقات بین المللی مخترعین و مبتکرین نابغه ۲۰۱۰ کره جنوبی CIGIS-2010 به مناسبت بنیانگذاری طب مکملی فرادرمانی به استاد دکتر محمد علی طاهری


خبر شماره ۷- اهدای مدال طلای مسابقات بین المللی مخترعین و مبتکرین نابغه ۲۰۱۰ کره جنوبی CIGIS-2010 به مناسبت بنیانگذاری طب مکملی سایمنتولوژی به استاد دکتر محمد علی طاهری


خبر شماره ۸ – اهدای کاپ مخصوص ادیسون از طرف آکادمی مخترعین و مبتکرین کره جنوبی به مناسبت بنیانگذاری دو رشته طب مکمل ایرانی فرادرمانی و سایمنتولوژی به استاد دکتر محمد علی طاهری


خبر شماره ۹ – اهدای کاپ مخصوص از طرف موسسه مخترعین و مبتکرین آسیا AIA به مناسبت بنیانگذاری دو رشته طب مکمل ایرانی فرادرمانی و سایمنتولوژی به استاد دکتر محمد علی طاهری


Posted in مقالات | دیدگاه‌ها خاموش

عرفان حلقه یا حلقه رحمانیت


شک …….

تاریخ آبستن حوادث است و هیچ گاه بی تضاد نبوده ، جدال نیکی و بدی ، حقیقت و دروغ ، آگاهی و ….
و همیشه برای حقیقت در میان ما تنها یک حربه بوده ، انکار….
شک بر حقیقت و کتمانی آشکار و از روی استیصال هم انکار …
ما مدعای اشرفیت مخلوقات خداوند در زمینیم و کون و مکان را آلتی برای رسیدن به آرزوهایمان می دانیم و گویی تمام جهان از آن ماست و منتهای کمال برروی زمینیم
اما در مقابل حقیقت …….
تنها بسان موجودی بی تفکر می شویم و هراسان از حقیقت
خود بهتر واقفیم که انسان از تغییر می ترسد و هراسان است هر چند که حقیقت باشد اما هیچگاه حقیقت بخاطر ترس مستتر نخواهد شد .
همیشه در تاریخ شک ، تهمت و انکار آفات درخت تنومند حقیقت اند و هیچگاه این درخت از گزند آنان در امان نبوده است و این بار نیز حلقه رحمانیت خداوند درمرداب گزند تهمت و افترا به چالش کشیده شده است .
ما میراث دار گذشتگانی هستیم که منصور حلاج بر سر دار می کنند تا حقیقت را از بین ببرند . ما قابیلیان را چه شده که باز پشت بر سخن حق می نمائیم و باز تاریخ را تکرار می نمائیم .
انکار حقیقت !!!
چیز غریبی نیست و خود بر این باوریم که هر لحظه خداوند عاشقانه با انسان سخن گفته و می گوید .
ندای دل همیشه در کیهان می پیچد اما گوش شنوایی نداریم که بشنویم ، کجاست گوش جانی که بشنود سخن خدا را……..
چه بسیار بزرگانی که به قول ما عامیان به ندای دل جان سپردند حالا چه شده است بر ما که سخن خدا با انسان را باور نداریم !
مگر نه اینکه زمین گرد است و باور نداشتیم ، مگر نه اینکه همگی از یک نژادیم و باور نداشتیم
باور نداشتیم
این گوناگونی
این رنگارنگی در عین یکرنگی
مگر نه این است که خدا عاشق ماست و ما معشوق اوئیم ، خطا می کنیم و چشم می پوشد ، نیکی می کنیم و به جهانیان فخرمی فروشد ، محکومش می کنیم به بی عدالتی در این دنیا و دم نمی زند اما ناگاه در مرداب مصیبت …..
به سراغش می رویم ، آغوشی باز می کند بی هیچ منتی و با بی نهایت عشق ما را می پذیرد.
این است رسم عاشقی که سخنش را بشنویم و باور نکنیم ؟!


ما که عادت داریم به انکار…….

مگر بر نوح نخندیدند که مبعوث است ، مگر عیسی را از بین نبردند که حقیقت پنهان شود غافل از آن که حقیقت پایدار و جاوید است ، مگر نه اینست که بر محمد سخره گرفتند که چوپانی امی برانگیخته شود از چه ؟ از صلابتش ، از قدرتش یا ثروتش !! اما به دینداری ، جوانمردی و وارستگی مبعوث گردید .
ما که به انکار عادت کردیم و حقیقتی نیست که با آن عداوتی نبوده باشد .


درمانگر فقط خداست ………

باز هم زمان آگاهی است و باز گوش جانی شنیده است ندای خدا را و خداوند این بار اینگونه سخن گفته که من در کنار شمایم و تنها با چشم بستنی در لحظه ، من که خالقم مداوایت می کنم .
با کدامین مقیاس و با کدامین برهان جنیان و انسیان را دخیل در کار خداوند می توان دانست ؟!!
تنها باغبان است که می تواند مزرعه اش را سیراب نماید از عشق ، آگاهی و تعالی . سرسبزی مزرعه تنها حاصل نظر کردن باغبان است . حال ما را چه شده که باز گامی به گذشته برداشته ایم همچون نیاکانمان ………
باز طاقت از کف داده ایم ، پیمانه مان لبریز است ؟
چرا باور نداریم که تنها حقیقت است که جاویدان است ، حتی اگر عیسی برود ، موسی برود ، محمد عروج کند باز هم حقیقتشان و رسالتشان باقی است.
چه بسیار عرفایی که باورشان نداشتند روزگاریانشان اما کنون سرلوحه عشق و معرفتند .
شمس را به ناروا چه سخنها گفتند …..
کسی سخن حافظ را نیوش نکرد
هیچ کس ندانست که آگاهی سهراب تا کجاست


درمان و جنیان ؟؟؟

وقتی که می توان از سرچشمه بی نهایت نوشید هیچ دانایی به جوی بی آب نمی نگرد و در انتظار پر شدن آن تشنه نمی ماند .
وقتی خود خالقمان تنها در لحظه ای درمانمان می کند ما را چه توسل به جنیان !!
آنان که خود مخلوقند و ما از آنان برتریم که به تعالی می رسیم و آنها به عبودیت نمی پیوندند .
ما به خدا می پیوندیم و آنها تنها در اکوسیستم می مانند ، حال با هر برهانی ببینیم که این خطاست ما که به سرچشمه متصل هستیم به آنان که حتی به سرچشمه نمی رسند چنگ می زنیم ؟؟؟
سفاهت تا کجا …..
ما نزد خدا می رویم ( انا لله و انا الیه راجعون ) و آنان هیچ .
کاش شکاکیون به این گمان می رسیدند که ما شاید بتوانیم آنها (جنیان ) را درمان کنیم منطقی تر بود و بویی از عقل و درایت داشت .


ما که عادت داریم ………

امروز تاریخی است برای فردای ما و آیندگان می خوانند تاریخ را از زبان مورخانی که عرفا و عرفان را باور داشته و اینگونه می نویسند :
به نام بی نام او
که هیچ صفتی در وصف او نیاید که او موصوف نیست بلکه بی نهایت است
هیچ کلامی در سخن جای نگیرد تا خطابش کنیم که او کمال مطلق است
هیچ جنبنده ای از تسبیح و ثنایش خواب نگیرد که نهایت عشق است
و دیگر نتوان از بزرگی خطابش کرد که می گوئیم به نام بی نام او که در مدحش هیچ کلامی جای نگیرد.


پاکسازی …….

بی شک تنها خالق است که می داند چگونه زخم جانمان را التیا م دهد ، تنها سفالگر است که ترکهای کوزه اش را با خبر است و تنها نوازنده است که با سازش نتهای موسیقی اش را می نوازد و تنها خود می داند که کدام نت را باید بنوازد و تنها خداوند است که می تواند خطای ما را ببخشاید و زخمهایمان را التیام می بخشد .
با خشم ، نفرت ، ریا و هزارن فجور دیگر خود را آلوده می سازیم و تنها خداست که می تواند پالوده مان کند به نیکی ، احسان و شیشه پاک روحمان را جلا دهد .
جهان را با خطاهایمان آلوده می کنیم و تنها خداست که می تواند این جهان را از خطاهایمان پاک سازد . با تمام احساسم دنیا را آلوده می سازم ، تشعشع نفرت و خشم مرا تنها خداوند است که از چهره جهان می زداید.
خداوند فقط عشق است ، خود ساخته و خود مرمت می کند مثل باغبانی که گیاهش کج رود ، قامتش را صاف می کند ، با تمام عشق وجودش را نثار آن می کند از گزند حشرات و باد و طوفان در امان می داردش ، اگر غیر از این نیست ، پس خدا چه می کند … !!!
آلوده شویم پاکمان می کند ، بیمار گردیم درمانمان می کند وتنها فی الساعه یعنی در لحظه ای ! کلمح البصر او هو اقرب به اندازه ی چشم بستنی یا نزدیکتر……
آری این لطف خداوند است ، ببین با ما چه می کند ؟؟؟

خداوند و هوشمندی …..

خداوند این کمال مطلق الهی خالقی است عاشق که دل می نوازد و معشوقش هم هر آینه از شوق این عشق جان می سپارد ( حدیث قدسی )
هیچ شکی نیست بر خالقیت خداوند و بر بی نهایتی و کمال مطلق الهی !
خداوند شریکی ندارد و توصیف نمی شود که ما آن را هوشمندی بنامیم
هوشمندی تنها ، قانون است . هیچ قانونی آنقدر بزرگ نیست که جای قانونگذار را بگیرد .
هوشمندی تنها ، سازی است که خداوند با آن موسیقی هستی را می نوازد. هیچ تاری به دست خود نواخته نمی شود و موسیقی دلنشین از آن نمی تراود که تنها با دست نوازنده است که جان می یابد.


دیانت ما عین عبادت ماست ……

ما همگی بنده آنیم که خلق نموده و پاسدار ماست و عاشقانه بر ما نظر می کند . کجای سخن با خداوند بی دینی می آورد ؟
ما همه شبانی هستیم که با ناز و با زیبایی با خدایی سخن می گوئیم که نه تنها خالق است بلکه عاشق ماست .
کجای شنیدن سخن خالق جدایی و بی دینی می آورد ، پس تمام عارفان از دین گریزان و خارج بوده اند ؟!
کدام کلام بی مدح و ثنای او گفته شده ؟
کدام جمله جز بیان عظمت و عشق ازلی و ابدی سخن گفته ؟
خدا را خدا را …..
ما را چه شده که هم زبانیم ،هیچ حرف هم را ندانیم …….
خداوند تنها عشق است و بی وصف ،
گوش جان سپردن به ندای حق و نیوش کردن تنها ما را شایسته می سازد ، به قول عامیان اگر نمازی نمی خوانیم تنها این است که تفکر می کنیم این نماز با چه کیفیتی خوانده می شود ، آیا شایسته خداوندی است که وقتی به رگبرگهای گیاه نگاه می کنیم از عظمتش حیرانیم ، یا نه ؟ آنجاست که سر در گریبان و خجل سعی در تذهیب و تزکیه وجودمان می کنیم .
آلودگی و ملاقات با او معنا ندارد . ژنده پوشی باشیم و به ملاقات شاه برویم . کجای دنیا رسم بر بی نزاکتی است ؟!
هیچ جامه ای پاک پیدا نکردیم که خدمتش برویم و کنون عریانیم !
حسد داشته باشیم و پیش خدا سخن بگوئیم .
حقی را زائل و دلی را شکانده ، کینه ای عمیق در دل داشته باشیم و با خالقمان ، آن نهایت خوبی ، سخن بگوئیم !!!
شاید آنکه نا آگاه است برود پس توقعی هم نیست زیرا آگاهی ندارد اما شما که دارید چه ….
شرم باد آنکس که دانا ست و آگاهی دارد اما خود را به غفلت زده است . سفاهت تا به کی ( چه وقت ) و در مقابل چه کسی !!!

خفته را از آگاهی خبری نیست ……….

تا آن زمان که با تمام وجود دل نسپاریم به عشق خداوند ، عشق الهی را نخواهیم چشیند و تا زمانی که گوش جان نسپاریم به کلام خدا ، بلندترین فریادها را هم نخواهیم شنید و حتی با بزرگترین صورها هم ندای حق را نخواهیم شنید.
سفاهت و نا دانی تا به کی ؟
چشم دل باز کن تا جهان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی


امروز ، امروز ماست ……..

سالها از بی کفایتی مردمان و نا آگاهی گذشته است ، چشم دل باز کنیم تا سرچشمه آگاهی بر ما بارش کند ، تا بار دیگر ندای دل که نه ، ندای روح را بشنویم که همه از اوئیم و به سوی او خواهیم شتافت .


زمان، زمان آگاهی است ……

پس پیشی بگیرید زیکدیگر و گوش جان بسپارید به کلام خداوند ، گوینده مهم نیست ، سخن مهم است .
زمان زمان آگاهی است و جهالت در عصر دانش در پس نا آگاهی ما بیتوته کرده است ، کافی است بخواهیم و بی هیچ غرضی گوش دهیم ، در خواهیم یافت که فطرت خدا جویمان بسوی نور خواهد شتافت
هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
روح ما از آن خداست و ما خدایی هستیم ، هر چند که تلاش کنیم تا جدا بمانیم اما فطرت خدا جو روزی به سرچشمه خواهد پیوست و این حقیقتی است ابدی .
برای دریافت آگاهی فردا دیراست از همین امروز باید دل سپرد تا ببینیم که از روز ازل درهای رحمت و آگاهی بر روی ما باز بوده اما کو ظرفیت کو اشتیاق ……..

به امید بارش آگاهی و تعالی انسان واقعی
پرنیان منجمی

Posted in مقالات | دیدگاه‌ها خاموش

طب مکمل و جایگزین(CAM)


به نام هستی بخش یکتا


این ذوق و سمــاع ما، مجازی نبود                    وین وجد که می‌کنیم، بازی نبود
با بی خردان بگو که ای بی خردان                     بیهوده سخن به این درازی نبود


فهرست:

o طب مکمل و جایگزین (CAM) چیست؟
o ارایه‌ی خدمات طب جایگزین و مکمل CAM در بیمارستان‌های آمریکا
o تحقیقات برای استفاده از طب جایگزین و مکمل CAM در درمان سرطان
o چکیده‌ای از گزارش سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل متحد در ارتباط با طب مکمل و جایگزین CAM
o سیاست کشور‌های جهان در قبال طب مکمل و جایگزین CAM
o چرا طب مکمل و جایگزین؟

طب مکمل و جایگزین (CAM) چیست؟
هر روش درمانی که خارج از محدوده‌ی روش‌های درمانی پزشکی جدید باشد، طب مکمل و جایگزین و یا به اختصار CAM نامیده می‌شود (CAM مخفف Complementary and Alternative Medicine).
دسازمان NCCAM یا مرکز ملی طب مکمل و جایگزین آمریکا که از مراکز وابسته به وزارت بهداشت (HSS) و مرکز ملی بهداشت (NIH) کشور آمریکا می‌باشد و با سازمان جهانی بهداشت سازمان ملل متحد در این زمینه همکاری نزدیک دارد، CAM را به شاخه‌های زیر تقسیم نموده است:

• انرژی درمانی – Energy Therapies
در این روش درمانی از حوزه‌های انرژی برای درمان بیماران استفاده می‌گردد. از نمونه‌های این روش می‌توان از ری کی (REI KI)، کی گونگ (Qi Gong)، درمان از طریق لمس با دست (Therapeutic Touch) و… نام برد.

• درمان از طریق حرکت دادن اعضای بدن – Manipulative and body based
از نمونه‌های این روش می‌توان از ماساژ (massage)، کایروپراکتیک (Chiropractic) و… نام برد.

• سیستم‌های پزشکی جایگزین – Alternative Medical Systems
این سیستم‌ها تئوری و روش‌های درمان مخصوص به خود را دارند که با پزشکی جدید تفاوت بنیادی دارند. مانند: هامیوپاتی، داروهای سنتی چینی ((Traditional Chinese Medicine (TCM) و…

• درمان بیماری‌های جسمی از طریق ذهن – Mind-Body Interventions
در این سیستم با تکنیک‌های مختلف سعی در بالا بردن ظرفیت ذهن در تاثیر گذاری بر عملکرد جسم و در نهایت درمان دارند. از نمونه‌های این روش می‌توان از مدیتیشن (Meditation)، دعا (prayer)، درمان ذهنی (Mental Healing)، استفاده از هنر و موسیقی برای درمان و… نام برد.

• نکته‌ی مهم: مطابق این تقسیم بندی، فرادرمانی در این شاخه قرار می‌گیرد.

• درمان بیولوژیکی Biologically Based Therapies
در این نوع درمان از گیاهان دارویی، مواد غذایی و ویتامین‌ها برای درمان بهره برده می‌شود. از نمونه‌های این روش می‌توان از درمان از طریق مکمل‌های غذایی (Supplements Dietary) و محصولات دارویی گیاهی و. .. نام برد.

منبع گزارش:
سازمان جهانی بهداشت سازمان ملل متحد
مرکز تحقیقاتی NCCAM زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: What Is CAM

• ارایه‌ی خدمات طب جایگزین و مکمل CAM در بیمارستان‌های آمریکا
بر اساس آخرین مطالعات انجام شده در سال ۲۰۰۵، تعداد ۱۴۰۰ بیمارستان در سراسر کشور آمریکا خدمات طب جایگزین و مکمل CAM را به مراجعین خود ارائه کرده‌اند.
۱۴۰۰ بیمارستان (۲۷ درصد از بیمارستان‌های آمریکا) از بیمارستان‌هایی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته‌اند، حداقل یکی از روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند. محبوب ترین روش‌های درمانی CAM که در این بیمارستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارتند از:
o انرژی درمانی (Therapeutic Touch)
o استفاده از یوگا (yoga)، تای چی (Tai Chi)، کی گونگ (Qi Gong) که در این روش از انرژی Qi برای درمان استفاده می‌شود.
o ماساژ درمانی
بر اساس این گزارش…
۶۱o درصد از بیمارستان‌هایی که روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند، دلیل آنرا تاثیر گذار بودن این روش‌ها اعلام کرده‌اند.
۸۷o درصد بیمارستان‌ها دلیل آنرا بخاطر درخواست و علاقه بیماران اعلام کرده‌اند.
۸۱o درصد بیمارانی که از CAM در این بیمارستان‌ها بهره برده‌اند، بابت آن پول پرداخت نموده‌اند که ۳۷ درصد آن را بیمه‌های خدمات درمانی متقبل شده‌اند.

منبع گزارش:
مرکز تحقیقاتی NCCAM زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: CAM Offerings in U.S.Hospitals

• تحقیقات برای استفاده از طب جایگزین و مکمل CAM در درمان سرطان
مرکز ملی سرطان کشور آمریکا از دهه ۱۹۴۰ مطالعات خود را بر روی تاثیر CAM در درمان سرطان آغاز نمود که بر اساس نتایج جالب تحقیقات انجام شده و سیاست این مرکز مطالعاتی برای گسترش مطالعات بر روی روش‌های جدید درمان بر اساس CAM، مرکز مطالعات طب مکمل و جایگزین برای سرطان (OCCAM- office of Cancer Complementary and Alternative Medicine) در سال ۱۹۹۸ پایه‌گذاری گردید.
هدف از ایجاد این مرکز تحقیقاتی جهت دهی و ارتقائ سطح تحقیقات در ارتباط با استفاده از CAM در درمان سرطان می‌باشد. این تحقیقات استفاده از CAM را در جلوگیری، تشخیص و درمان سرطان و همچنین درمان تاثیرات مخرب داروهای ضدسرطان را مورد بررسی قرار می‌دهد.
در سال ۲۰۰۵، مرکز ملی سرطان کشور آمریکا مبلغ ۱۲۱۰۷۷۰۰۰ میلیون دلار را در جهت انجام تحقیقات در این زمینه اختصاص داده است که حدوداً ۴۰۰ پروژه در این رابطه را در بر می‌گیرد.
منبع گزارش:
مرکز ملی سرطان کشور آمریکا NCI زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: NCI CAM History and Role of OCCAM

• چکیده‌ای از گزارش سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل متحد در ارتباط با طب مکمل و جایگزین CAM
مطابق نظریه‌ی سازمان بهداشت جهانی هر انسانی اجازه دارد که روش درمان خود را شخصا تعیین کند و هیچ جریانی اجازه‌ی تحمیل مستقیم و یا غیر مستقیم روش و یا روش‌هایی را برای درمان دیگران ندارد و نقض آن در واقع نقض حقوق بشر می‌باشد. بدیهی است در صورتی که روشی بدون وجود دلایل موجه و دنیا پسند و بدون طی نمودن مراحل مطالعاتی و تحقیقاتی، منع قانونی پیدا کند، بیماران را به طور غیرمستقیم از تجربه‌ی آن روش محروم نموده است که باید در پیشگاه وجدان بشری مورد مواخذه قرار بگیرد.
از اینرو، روز به روز کشور‌هایی متوجه‌ی حقوق حقه‌ی بیماران شده و به جمع طرفداران طب مکمل و جایگزین می‌پیوندند تا بیماران بتوانند با تجربه‌ی آن شانس بهبود و درمان خود را افزایش دهند.
تحقیقات بر روی اکثر شاخه‌های طب مکمل و جایگزین بسیار آسان و بر اساس زیر نظر قرار دادن آن شاخه و بررسی آماری نتایج حاصل از آن (مطابق با آنچه که علوم تجربی به آن می‌پردازد،) صورت می‌گیرد و به صرف زمان‌های طولانی و تحقیقات پرخرج نیز نیازی نمی‌باشد(مانند فرادرمانی). تعدادی از کشور‌هایی که در زمینه طب مکمل و جایگزین فعالیت دارند و نمونه‌هایی از فعالیت‌های آن‌ها که در گزارش ذکر گردیده عبارتند از:
o سازمانها و موسسات تحقیقاتی ملی یا دانشگاهی کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا، نیجریه، چین، کره جنوبی و ایتالیا. این کشور‌ها در زمینه طب جایگزین فعالیت‌های تحقیقاتی گسترده ای دارند.
o کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، استرالیا، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا و نیجریه از طب جایگزین در بیمارستان‌های دولتی خود بهره می‌گیرند.
o کشور‌هایی مانند هند، سریلانکا، اندونزی، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا و نیجریه دارای واحد یا دپارتمانی برای طب جایگزین CAM در وزارت بهداشت خود می‌باشند.
o در کشورهایی مانند آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، ژاپن و استرالیا استفاده کنندگان از طب جایگزین زیر پوشش بیمه‌های خدمات درمانی قرار می‌گیرند.
موسساتی که در تحقیقات در زمینه طب جایگزین و مکمل CAM، سازمان جهانی بهداشت را یاری می‌کنند عبارتند از:
o موسسه ملی تحقیقات در زمینه طب جایگزین NCCAM آمریکا زیر نظر وزارت بهداشت آمریکا
o دانشگاه ایلینویز- شیکاگو آمریکا
o دانشگاه ایالتی میلان ایتالیا
o هفت موسسه تحقیقاتی از کشور چین
o دو موسسه تحقیقاتی از کشور کره جنوبی
o دو موسسه تحقیقاتی از کشور ژاپن
o یک موسسه تحقیقاتی از کشور سودان
o یک موسسه تحقیقاتی از کشور غنا
o یک موسسه تحقیقاتی از کشور ماداگاسکار
o یک موسسه تحقیقاتی از کشور مالی
o یک موسسه تحقیقاتی از کشور کره شمالی
o یک موسسه تحقیقاتی از کشور ویتنام

در گزارش سازمان جهانی بهداشت در صد کسانی که در پنج کشور جهان حداقل یکبار از طب جایگزین استفاده نموده‌اند، به شرح ذیل می‌باشد:
بلژیک ۳۱ %
آمریکا ۴۲ %
استرالیا ۴۸ %
فرانسه ۴۹ %
کانادا ۷۰ %

براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سرمایه گذاری در امر تحقیقات در زمینه طب جایگزین CAM در آمریکا افزایش شدیدی داشته است:
سال ۱۹۹۲___ ۲ میلیون دلار
سال ۱۹۹۳___ ۲ میلیون دلار
سال ۱۹۹۴___ ۴ میلیون دلار
سال ۱۹۹۵___ ۵٫۵ میلیون دلار
سال ۱۹۹۶___ ۷٫۸ میلیون دلار
سال ۱۹۹۷___ ۱۱٫۵ میلیون دلار
سال ۱۹۹۸___ ۱۹٫۵ میلیون دلار
سال ۱۹۹۹___ ۴۹٫۹ میلیون دلار
سال ۲۰۰۰___ ۶۸٫۳ میلیون دلار

منبع گزارش:
سازمان جهانی بهداشت- وابسته به ساز مان ملل متحد
عنوان گزارش: WHO Traditional Medicine Strategy 2002-2005

• سیاست کشور‌های جهان در قبال طب مکمل و جایگزین CAM
در کشور آمریکا از سال ۱۹۹۰تا ۱۹۹۷ تعداد افراد بالغی که از روش‌های مکمل یا جایگزین CAM جهت درمان استفاده نموده‌اند، از تعداد ۶۰ میلیون نفر به ۸۳ میلیون نفر افزایش داشته است در صورتی که افراد مراجعه کننده به پزشکی مدرن در این سال‌ها تغییری نداشته است. تعداد دفعات مراجعه به مراکز CAM در همین مدت ۴۷% افزایش داشته که ۲۴۳ میلیون از تعداد مراجعان به پزشکان بیشتر بوده است.
بر اساس آمار جمع آوری شده در سال ۱۹۹۷، بیماران در کل آمریکا حدودا ۱۲،۲ میلیارد دلار بیشتر از آنچه در بیمارستان‌ها و مراکز پزشکی آمریکا پول پرداخت کردند، جهت بهره‌مندی از روش‌های جایگزین و مکمل CAM هزینه پرداخت نموده‌اند. همچنین قابل توجه است که بر اساس تحقیقات انجام شده بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ تعداد شکایت‌ها و همچنین ضرر‌های وارده بابت صدمه دیدگی‌ها و. .. مندرج در شکایات به نسبت شکایات از پزشکان از اهمیت و خطر کمتری برخوردار بوده است.
بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده بین ۵۰ تا ۸۳ درصد از بیماران سرطانی در کشور آمریکا حداقل از یکی از روش‌های درمان CAM برای درمان بهره می‌برند.
با مطالعه گزارش‌های مجالس و کمیته‌های کشور‌های مختلف در زمینه درمان مکمل و جایگزین CAM هیچ کشوری با آنها مخالفت نداشته بلکه شدیدا انجام تحقیقات و پروژه‌های مرتبط با آنها را پشتیبانی می‌نمایند.
در لایحه‌های ارائه شده در این کشور‌ها (همانند آمریکا، انگلستان و…)، اطمینان از اینکه درمانگران دوره‌های آموزشی مربوط به روش‌های درمان CAM را در یکی از مراکز تخصص دیده باشند، تاکید شده ولی اجباری نبوده ولی در بعضی از ایالت‌ها این امر توسط آن ایالت اجباری شده است.
لازم به ذکر می‌باشد با توجه به تحقیقات انجام شده کشور‌هایی مانند آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا، سویس، آلمان، اسپانیا و… هیچ مانعی در جهت درمان‌های مکمل و جایگزین در قوانین خود نداشته و فقط بعضی از ایالت‌ها داشتن گواهینامه معتبر درمانگری از یکی از سازمان‌های رسمی در این زمینه را به عنوان شرط فعالیت در این زمینه تعیین نموده‌اند. این سازمان‌ها خصوصی بوده و وظیفه آموزش درمانگران را در رشته‌های خاص دارند.
با توجه به تحقیقات انجام شده، مراکز و سازمان‌های دولتی که مسئولیت بهداشت و سلامت جامعه را بر عهده دارند، در اکثر کشور‌های دنیا موارد ذیل را در سیاست خود در قبال CAM در پیش گرفته‌اند:
o تشکیل مراکز، سازمان‌ها و گروه‌های تحقیقاتی خصوصی متخصص در زمینه CAM به شکل رسمی و قانونی جهت سازماندهی، آموزش درمانگران و همچنین کمک به بحث تحقیق در زمینه CAM.
o تحقیقات در زمینه تاثیر گذاری و امن بودن روش‌های مختلف طب مکمل و جایگزین CAM
o بیماران از جهت انتخاب روش درمان خود مختار هستند. (درصورتی که اثبات نشده باشد روش درمان مورد استفاده مضر می‌باشد)
قابل توجه است که در سال ۲۰۰۰، علاوه بر بودجه اختصاصی وزارت بهداشت آمریکا مبلغ ۹۲،۷ میلیون دلار از طرف سایر مراکز تحقیقاتی در این زمینه اختصاص یافته که جمع کل بودجه در این سال را به ۱۶۱ میلیون دلار می‌رساند.
سازمان جهانی بهداشت نیز با توجه به علاقه و توجه روز افزون مردم جهان به CAM به عنوان طب مکمل یا جایگزین تحقیقات گسترده‌ای را با همکاری سازمان‌های ملی و دانشگاه‌های کشور‌های مختلف آغاز نموده که یکی از مهمترین و پرکارترین این مراکز دولتی، سازمان NCCAM (مرکز ملی طب جایگزین و مکمل) زیر نظر وزارت بهداشت کشور آمریکا می‌باشد که در جدول ذیل بودجه اختصاص یافته در این مرکز جهت انجام پروژه‌های تحقیقاتی را جهت اطلاع ارائه می‌کنیم:
سال ۱۹۹۵___ ۵٫۵ میلیون دلار
سال ۱۹۹۶___ ۷٫۸ میلیون دلار
سال ۱۹۹۷___ ۱۱٫۵ میلیون دلار
سال ۱۹۹۸___ ۱۹٫۵ میلیون دلار
سال ۱۹۹۹___ ۴۹٫۹ میلیون دلار
سال ۲۰۰۰___ ۶۸٫۳ میلیون دلار
سال ۲۰۰۱___ ۷۲٫۴ میلیون دلار
سال ۲۰۰۲___ ۱۰۰٫۱ میلیون دلار
سال ۲۰۰۳___ ۱۱۳٫۸ میلیون دلار
سال ۲۰۰۴___ ۱۱۶٫۲ میلیون دلار
سال ۲۰۰۵___ ۱۲۱٫۱ میلیون دلار
سال ۲۰۰۶___ ۱۲۲٫۷میلیون دلار

در ضمن مراکز علمی و دانشگاهی ذیل نیز در زمینه CAM تحقیقات گسترده ای انجام می‌دهند:
o دانشگاه ایلینویز شیکاگو
o دانشگاه ایلینویز شیکاگو
o دانشگاه ایالتی لوییزیانا
o دانشگاه ایالتی تگزاس
o دانشگاه ایالتی اوهایو
o دانشگاه سالفورد
o کالج هامیوپاتیک کانادا
o دانشگاه بدفورد شایر
o دانشگاه وست بروک
o دانشگاه هاروارد
o دانشگاه مریلند
o دانشگاه مینسوتا
o دانشگاه ایروین-ایالت کالیفرنیا
o دانشگاه سان فرانسیسکو-ایالت کالیفورنیا
o دانشگاه علوم متافیزیکی کالیفرنیا و مینسوتا
o دانشگاه هنر درمانگری کلرادو
o دانشگاه بستیر
o مرکز تحقیقاتی پالمر
o سازمان تحقیقات پزشکی میناپولیس
o سازمان تحقیقات در ارتباط CAM انگلستان

منابع:
کمیته ریاست جمهوری طب مکمل و جایگزین (سیاست در قبال طب مکمل و جایگزین)
مرکز ملی طب مکمل و جایگزین (زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت کشور آمریکا)
(طرح استراتژیک پنج ساله مرکز ملی طب مکمل و جایگزین)
سازمان جهانی بهداشت
جمعیت مبارزه با سرطان کشور آمریکا
مجله پزشکی آمریکا JAMA
جمعیت درمان پولاریتی آمریکا
کتابخانه‌ی ملی دارو (زیر نظر سازمان ملی بهداشت آمریکا)

• چرا طب مکمل و جایگزین؟
طب مکمل و جایگزین دارای محاسن بی‌شماری است که در زیر به چند مورد قابل اهمیت آن اشاره شده است:

• پوشش دادن کلیه‌ی بیماری‌های جسمی، روانی و ذهنی:
از آنجا که در طب مکمل و جایگزین چیزی به نام کنترل معنی ندارد و اگر این روش‌ها موثر باشند، قطعا به درمان منجر گردیده است، لذا درمان به معنای واقعی در ابعاد جسم و روان و ذهن در آن مشهود است.

• نداشتن عوارض جانبی:
به علت این که در طب مکمل و جایگزین از هیچگونه مواد شیمیایی استفاده نمی‌شود و در بعضی رشته‌ها اساساً دارویی وجود ندارد، و حتی نیازی به لمس کردن نمی‌باشد، لذا عوارض جانبی وجود ندارد. در نتیجه بیمار با مشکل عوارض جانبی درگیر نخواهد شد.

• ارزان بودن درمان:
یکی از محاسن عمده‌ی طب مکمل و جایگزین، ارزان بودن و حتی در بعضی از مواقع رایگان بودن آن است (از جمله فرادرمانی) و اگر در مواردی مبالغ هنگفتی دریافت می‌شود، به واسطه‌ی وجود موانع قانونی در سر راه همگانی شدن آن است که در این صورت افراد با طرح ادعاهای خاص و افسانه‌ای موفق می‌شوند به صورت مخفی و زیرزمینی و یا به صورت خصوصی مبالغ گزافی دریافت نمایند، در حالی که با علنی بودن و ایجاد ضابطه‌ی آشکار آن به این نتیجه می‌توان رسید که در خیلی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین، همه قادر به ارائه‌ی درمان‌های غیر متعارف هستند و نیازی به داشتن ویژگی‌های خاصی نیست (مانند فرادرمانی). برای مثال پولاریتی درمانی که در یکی از دانشگاه‌های آمریکا در خلال چند دهه‌ی گذشته به عنوان یک شاخه از انرژی درمانی به صورت رشته‌ای آکادمیک در دنیا گسترش پیدا کرده است، نشان داد که با تحت تاثیر قرار دادن حوزه‌ی پولاریتی بدن بیماران توسط حوزه‌ی پولاریتی دست درمانگر، می‌توان تبادلات یونی و الکترونی سلول‌های بدن آن‌ها را از اختلال خارج نموده (مطابق قانون دست راست در فیزیک) و اگر مشکل بیماری آن‌ها با این موضوع ارتباط داشته باشد، آن را برطرف نماید و این اساس درمان از طریق دست کشیدن بر سر و بدن بیمار می‌باشد. بدیهی است کسانی که با این رشته‌ی دانشگاهی برخورد نکرده باشند، از دور می‌توانند تصور کنند که با دست کشیدن بر بدن بیمار، درمانی صورت بگیرد.

• عدم تاثیر خطاهای تشخیص:
خصوصا در بعضی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین تشخیص بیماری هیچ جایگاهی ندارد (مانند فرادرمانی). در حالی که در طب رایج خطاهای پزشکی یکی از مهمترین عوامل مرگ بیماران می‌باشد. برای مثال، خطا‌های پزشکی سومین علت مرگ در آمریکا می‌باشد که سالانه ۲۲۵۰۰۰ قربانی می‌گیرد. (نقل از مجله‌ی نظام پزشکی-آبان ۸۵-ص ۹۲)
پیشرفت تکنولوژی و زندگی مدرن، علیرغم تمام تاثیرات مثبتی که در زندگی امروز بشر داشته، باعث افزایش و بروز بیماری‌های خاص این دوران گردیده است. پزشکی مدرن برای پاسخگویی به نیاز بیماران روزانه در صدد معرفی راه‌های جدیدی جهت درمان این بیماری‌ها برآمده اما عوارض جانبی ناشی از استفاده از دارو‌ها (و این که دارو‌ها صرفا نقش کنترل بیماری را به همراه دارد و نه درمان قطعی را،) باعث تشویق مردم به آزمایش CAM شده و نتیجه‌ی درخشان و باور نکردنی آن موجب افزایش مراجعات مردم به روش‌های درمان جایگزین و مکمل در سرتاسر دنیا گردیده است. با توجه به این که مردم در تجربه‌ی روی بیماری خود هرگز اشتباه نمی‌کنند، لذا استقبال آنان از این روش‌ها خود نشان دهنده‌ی کارآمد بودن طب مکمل و جایگزین CAM می‌باشد. حتی در خیلی از موارد بیماران جهت درمان عوارض جانبی دارو‌های مدرن، مجبور به استفاده از روش‌های درمانی مکمل می‌گردند. موفقیت روز افزون طب مکمل و جایگزین که در جهان به طور چشم‌گیری خود را نشان داده است، مقاومت‌هایی را در مقابل خود برای بخش‌هایی که چشم دیدن این پیروزی را ندارند، ایجاد نموده است به طوری که حتی حاضر به باز کردن چشم‌های خود و دیدن نتیجه‌ی این جریان نیستند و صرفا با استناد به قوانین پوسیده و کهنه‌ی قدیمی که دیگر کاربرد ندارد، چنگ و دندان نشان می‌دهند. اما دیگر دیر شده است و بیماران راه اساسی برای درمان خود را پیدا نموده‌اند و این تلاش‌های مذبوحانه فقط روسیاهی برای مخالفین به جای خواهد گذاشت و نام تک‌تک آنان را در لیست سیاه تاریخ پیشرفت‌های بشری وارد خواهد کرد. این مقاومت‌ها از سوی منابع آگاه و نا آگاه سازماندهی می‌گردند که می‌توان آن‌ها را به مواد زیر دسته بندی نمود:

• مافیای جهانی داروسازی از سرسخت‌ترین عوامل در مقابل طب مکمل و جایگرین CAM می‌باشد زیرا با رشد این جریان، مصرف دارو به شدت کاسته شده و سود سرشار حاصل از این تجارت با کاهش قابل ملاحظه‌ای روبرو خواهد شد. لذا این مافیا در چهارگوشه‌ی جهان با استفاده از عوامل خود که راه را بر هرگونه تحقیقات در این زمینه سد نموده و افراد صاحب فکر را با کمک مزدوران خود متوقف نموده و از سر راه برمی‌دارند. در پاره‌ای از موارد نیز با تحریک عوامل ناآگاه ذینفع را تحت عنوان‌هایی قانون، موجب متوقف شدن تحقیقات این افراد و دلسرد شدن و منزوی نمودن آنان می‌شوند.

• اصناف ذینفع که ممکن است با جبهه‌گیری‌های حرفه‌ای، تنگ‌نظری‌ها و توجه یک‌جانبه به منافع صنفی خود، با ا

Posted in مقالات | دیدگاه‌ها خاموش